تبليغاتX
چشم انداز جوانان - گفت وگو با لطف الله میثمی به مناسبت ملی شدن صنعت نفت دولت مصدق، الگوی اقتصاد بدون نفت
معضلات روز و گفتمانهای مطرح ایران

گفت وگو با لطف الله میثمی به مناسبت ملی شدن صنعت نفت دولت مصدق، الگوی اقتصاد بدون نفت

 

foruzanasefnakhaei@hotmail.com 

 

فروزان آصف نخعی: موضوع نهضت ملی شدن صنعت نفت، یكی از الگوهایی بود كه علاوه بر ایران، منطقه خاورمیانه را به حركت در آورد. ناصر رهبر مصر حركت خود را با الهام از حركت مصدق انجام داد و صریحا به آن اذعان كرد. اما برخی این حركت را گامی درجهت نفتی شدن دولت در ایران ذكر كرده اند. این مولفه ای است كه در گفت وگو با مهندس لطف الله میثمی مورد بحث قرار گرفته و اجزای آن بررسی شده است. به راستی دولتی كه می خواهد در راستای نفتی شدن گام بردارد،روی چه مولفه هایی تاكید می كند، آیا چنین دولتی می تواند شفافیت داشته باشد؟ اگر این طرح باعث شده باشد تا مردم به دو حق اساسی در داخل و خارج، روی زمین و زیرزمین پی برده باشند، آیا بازهم می توانسته در جهت دولت رانتیر عمل كند؟ این ها سوال هایی است كه در گفت وگوی حاضر به آن ها پرداخته شده است، با هم می خوانیم.

+ فضای جهانی و داخلی ایران به طور خیلی خلاصه در زمان طرح بحث ملی شدن صنعت نفت چگونه بود؟
براساس قرارداد دارسی 16 درصد منافع كل قرارداد در تمامی مراحل یعنی حفاری، بهره برداری، پالایش، حمل ونقل و تا درآمد پمپ بنزین به ایران تعلق داشت. رضا شاه این قرارداد را به بخاری انداخت، آن را سوزاند و یك طرفه ملغی كرد. فضای جهانی هم به سمتی بود كه قیمت نفت را بالا می برد. نیروی دریایی انگلیس می خواست نفت را جایگزین زغال سنگ كرده و تحرك بیش تری را به نیروی دریایی خودش بدهد. برخی می گویند كه رضا شاه به دستور انگلیس قرارداد را یك طرفه ملغی كرد. برخی هم می گویند كه از روی غرورش اقدام به این عمل كرد. در این شرایط امثال تقی زاده هم مطرح می كردند كه بعد از شهریور 1320 دولت بی اراده ای بوده ونمی توانسته با رضا شاه در بیفتد. قرارداد 1933 در سال 1312 به جای قرارداد دارسی منعقد شده بود كه هم مدت قرارداد زیاد تر شد وهم به جای 16 درصد كل منافع كه رشد یابنده بود، به 20 سنت از هر بشكه نزول كرد. متاسفانه مردم كه فكر می كردند این موضوع یك موفقیت است، برایش جشن گرفتند. ولی آن چیزی كه از دست دادند 16 درصد منار رشد یابنده بود و قرارداد دوم 20 سنت از یك منار ثابت. اصلا از نظر تامین منافع ایران این دوقرارداد قابل مقایسه با همدیگر نبودند. از این رو در اثر آن دیكتاتوری ، ضرر و زیان زیادی به ایران تحمیل شد.
+ آیا مصدق در این ارتباط موضع مشخصی داشت؟
بله مصدق بعد از شهریور 1320 به این قرارداد اشاره كرد و آن را یك قرار داد غیرملی و ضدملی ذكر كرد. چرا كه كسی جرات نداشت با رضاخان به مخالفت برخیزد. مجالس هم فرمایشی بودند . در این باره مهندس حسیبی، مطالعاتی از طریق مجله های خارجی انجام داد و به درآمد واقعی و هنگفت انگلیس و دریافت ناچیز ایران از این قرارداد پی برد. بنابراین مصدق مطرح كرد كه این پالایشگاه لانه جاسوسی است و به این نتیجه رسید كه ما باید هم روی زمین و هم زیر زمین حاكمیت داشته باشیم.بنابراین طبق قرارداد 1933 ایران مالك نفت نبود گرچه نفت در زیر زمین های ایران قرار داشت.
+ نهضت ملی با چه مولفه هایی قابل شناسایی بود؟
هدف نهضت ملی آن بود كه ایران هم برزیر زمین و هم روی زمین حاكمیت داشته باشد. به همین دلیل هم نهضت ملی دو مولفه داشت؛ اولین مولفه آن بود كه قدرت دربار را كه با عدول از قانون اساسی مشروطیت به دست آمده بود و اختیار نیروهای مسلح را به شاه واگذار می كرد ، به مجلس و نمایندگان می داد تا دموكراسی از این طریق تامین شود. مولفه دوم استیفای حقوق ملت ایران و حاكمیت ایران بر زیرزمین بود كه در نهایت به قانون ملی شدن نفت وخلع ید منتهی شد. این قانون 9 ماده داشت. مصدق معتقد بود با انجام آن قانون اساسی مشروطیت احیا خواهد شد. به نظر من قانون ملی شدن نفت از قانون اساسی مشروطه هم مهم تر بود. چرا كه با بسیجی كه در سراسر ایران به وجود آورد از بسیج مشروطیت فراگیرتر و عمیق تر بود و بازار، استادان دانشگاه ، كسبه ، روحانیت و به طور كلی تمامی اقشار آن را تایید می كردند. چهار مرجع بزرگ مانند آقا سید تقی خوانساری ، كوه كمره ای، فیض و آیت الله صدر فتوا به ملی شدن صنعت نفت دادند و آیت الله بروجردی هم حركت كلی دكتر مصدق را تایید می كرد ولی در این باره فتوا نداد.
+ آیا حركت دكتر مصدق به گونه ای بود كه بتواند یك اصلاح ساختاری در نظام سیاسی ایران ایجاد كند؟
بله ، حركت مصدق به تدریج هرم سیاسی كشور را واژگون می كرد . زمانی كه دانش آموز بودم ، در یكی از تعطیلات تابستانی به روستایی به نام روستای «اسپید واجان» كه نام كنونی آن رضوان شهر است رفته بودم. نماز مغرب و عشا در مسجد خوانده می شد ، یكی از كارگرانی كه از پالایشگاه آبادان به این روستا آمده بود ، در بالای منبر روضه ملی شدن صنعت نفت را می خواند. مضمون آن هم این بود كه وقتی مكی آمد ، ماشین اش را مردم روی دوش خود گذاشتند ، انگلیسی ها را بیرون كردند و بعد چه حوادثی پیش آمد و... كه اشك شوق همه را درآورده بود. پای منبر چه كسانی بودند؟ قاطبه مردم روستا اعم از كشاورزان ، مالكان ، كدخدای روستا ، ژاندارم و روحانی همه پای منبر این كارگر نشسته بودند و به سخنان او گوش می دادند و اشك شوق می ریختند. آدم احساس می كرد همه چیز وارونه شده است.
+ این صحنه تا چه اندازه روی شما و دیگران تاثیر گذاشته بود؟
تاثیر برمردم را كه گفتم، اما من هم از آن جلسه تاثیر عجیبی گرفته بودم تا جایی كه در همان عالم بچگی به خودم می گفتم كه خدایا شرایطی فراهم بشود كه من قهرمانان خلع ید را ملاقات كنم . شاید جالب باشد بگویم كه از میان رشته هایی كه در دانشگاه قبول شده بودم از جمله رشته معدن و... رشته نفت را به همین دلیل انتخاب كردم.
ماهیت حركت مصدق را چه می دانید؟ اغلب حركت مصدق را حركتی ضد استثماری و ضد استعماری می دانند؟
انقلابی كه مصدق در راس آن قرار داشت یك انقلاب مالكیتی بود. مصدق برخلاف تصور برخی ، نمی خواست انگلیسی ها را بیرون كند، او می گفت كه انگلیسی ها در ایران بمانند ، نفت را استخراج ،پالایش و صادر كنند ، ولی به عنوان مقاطعه كار ایران این امور را انجام بدهید.
+ به عبارت دیگر حق مالكیت با ایران؟
بله او می خواست كه تمام نفت زیر زمین ایران ، برای ایرانی باشد. در واقع پول نفت به خزانه ایران واریز می شد قبل از آن كه وارد خزانه انگلیس شود و براساس آن سهم مختصری به ایران واگذار كنند. البته این واگذاری هم با حساب سازی بسیار آشكاری انجام می شد تا جایی كه همه نمایندگان بانك بین الملل ، سازمان ملل و آمریكا همه تایید كردند كه انگلیس در سرمایه های مالی و پولی ایران حساب سازی و مردم ایران را فقیر كرده است.
+ پس چرا مصدق به سوی اخراج انگلیس از ایران اقدامی نكرد؟
مرحوم مصدق از نظر استراتژیك نگاه بسیار جالبی در منازعه میان ایران انگلیس داشت. او می گفت كه درگیری ایران یا شركتی به نام نفت ایران و انگلیس است و بر اساس این درگیری كه ما می خواهیم به ملی شدن صنعت نفت بپردازیم ، طبیعی است كه غرامت هم می پردازیم. منتها در عمل مكی و بقایی به این موضوع دامن زدند و حركت ایران را به درگیری دو ملت و دو دولت تبدیل كردند به نحوی كه دو ناسیونالیسم در برابر هم قرار گرفت و چرچیل كه قهرمان جنگ جهانی دوم بود در برابر ناسیونالیسم ایرانی قرار گرفت وطبیعی بود كه آن ها زیر بار نمی رفتند . مصدق هم بارها با این آقایان نامه نگاری كرده بود تا آنان از اقدامات تحریك آمیز از جمله توهین به انگلیس خودداری كنند، بر این اساس مصدق تلاش كرد تا شعار را محدود نگاه بدارد ، ولی بسیج مرتبط با این شعار محدود ، نامحدود باشد.
+ این بسیج تنها در متن مردم صورت می گرفت یا مصدق سعی می كرد این بسیج را همه جانبه نشان بدهد؟
دكتر شمس الدین امیرعلایی برایم تعریف كرد كه مصدق به او تاكید كرده بود هنگامی كه عازم مذاكرات خلع ید می شود، با قطار سلطنتی برود . او می گفت در حالی كه اصلا سابقه زندگی من این گونه نبوده است ، اگر هم اصرار می كردند دیگر به جای كوپه درجه سه ، با كوپه درجه دو سفر می كردم . هنگامی كه شمس الدین از مصدق علت سفر با قطار سلطنتی را جویا می شود ، مصدق می گوید كه می خواهم انگلیس بداند كه سلطنت هم پشت ملی شدن قرار دارد. در این جا ماجرای جالب دیگری نیز وجود دارد . مرحوم بازرگان از مصدق می پرسد كه چرا من را برای مذاكره می فرستی ، من كه از نفت چیزی نمی دانم ، مصدق در جواب می گوید كه این هیات سه نفره با همراهی شما برای این است كه شما از نفت چیزی نمی دانید ، تا هنگامی كه مذاكره را آغاز كردید ، انگلیس فكر نكند می خواهید جایگزین آن ها بشوید . از این رو مصدق می خواست حساسیت ها را كم كند تا بتواند استراتژی خود را به پیروزی برساند. استادی در دانشگاه نفت داشتیم كه مشاور اقتصادی مصدق هم بود . او می گفت كه به نظر من تیم بقایی می خواستند نفت را از دست انگلیس خارج كنند و به آمریكا بدهند. ولی مصدق می خواست نفت ملی شده تا بتواند انقلاب مالكیتی خود را به پیروزی برساند. این استراتژی ، استراتژی كاملا علمی بود.
+ مرحوم مصدق برای درآمدهای نفتی چه برنامه ای داشت آیا حركت مصدق منجر به آن نشد كه نفت به جای ملی شدن ، دولتی شود؟
یك شائبه غلط در جامعه ما وجود دارد كه مصدق نفت را ملی نكرد ولی دولتی كرد. به قول قرآن و نهج البلاغه ، تحلیل هر پدیده ای را باید در زمان خودش انجام دهیم. به عبارت دیگر باید تا آن اندازه به زمان مسلط شویم كه گویی داریم در كوچه پس كوچه های آن قدم می زنیم. مصدق ارزیابی دقیقی از نگاه های اقتصادی عصر خودش داشت. همین كه در طراحی پیروز خود ، انقلاب اول را انقلاب مالكیتی می دانست نشان از ذكاوت او داشت. این نگاه در جزییات برنامه های او نیز نمایان بود. زمانی نمایندگان قصاب های ایران وقت گرفتند و پیش مصدق رفتند و گفتند ما می خواهیم گوشت را از كیلویی چهار تومان به 45 ریال افزایش بدهیم . مصدق با این كار مخالفت كرد و روی ثبات قیمت تاكید كرد. ولی به اصل عرضه و تقاضا توجه داشت . به همین دلیل ماهی شیلات ملی شده را به بازار عرضه كرد . همان قصاب ها مجددا به مرحوم مصدق اعلام كردند كه اجازه بدهید گوشت را 35 ریال بفروشیم و چراغ را كه نماینده ارزان شدن است، روشن كنیم. مصدق باز هم مخالفت كرد و گفت چراغ را بزنید ولی گوشت را كیلویی چهار تومان بفروشید. در این جا باید تاكید كنم كه دولت مصدق می خواست مساله حاكمیتی و مالكیتی را به نمایندگی از ملت ایران روشن كند و این اصلا با این سخن كه می خواست نفت را دولتی كند مطابقت ندارد ، ضمن آن كه در 28 ماهی كه در قدرت بود مصدق به هیچ وجه از درآمدهای نفتی بهره مند نشد. با این همه برنامه مصدق استفاده از درآمدهای نفتی در حوزه درآمدهای جاری كشور نبود ، بلكه بیش تر روی سرمایه گذاری های عمرانی و درازمدت تاكید داشت. به عبارت دیگر ، الگوی مصدق در اقتصاد بدون نفت خلاصه می شد. در 28 ماهی كه پول نفت وجود نداشت ، علاوه براین حقوق 60 هزار نفر گارگر صنعت نفت هم بر عهده دولت مصدق بود.
+ ثبات قیمت از چه زاویه ای برای مرحوم مصدق مهم بود؟
ثبات قیمت در همه عرصه ها مهم بود. براساس ثبات قیمت هرفرد و هر صنفی می توانستند آینده خود را پیش بینی كرده و دست به سرمایه گذاری و حركت جدید اقتصادی بزنند.
+ درباره اخذ مالیات مرحوم مصدق چگونه عمل كرد؟
مرحوم بازرگان نقل می كرد كه مردم ایران اساسا مالیات گریزند. همچنان كه از سربازی هم گریزان بودند. چون تولید كشاورزی از بین می رفت و كشاورز مجبور بود فرزندان ذكور خودش را به خدمت بفرستد وخودش با ركود در كسب و كار و زندگی مواجه می شد. با این همه بازرگان می گفت كه در دوره مصدق بی سابقه ترین وضعیت از نظر پرداخت مالیات بود تا جایی كه بازاری با شوق در صف وزارت دارایی می ایستاد تا مالیات خودش را بپردازد. مصدق زمانی برای این كه اعتماد میان دولت و ملت را به یكدیگر جلب كند در یك سخنرانی برای جوانان اعلام كرد كه اگرمردم كشوری ، به رهبرانشان اعتماد نداشته باشند ، میلیاردها دلار وام با عوض و بلاعوض هم كه بگیرد، مملكت به سروسامان نخواهد رسید.
+ مصدق از چه زمانی اقتصاد بدون نفت را مطرح كرد؟
زمانی كه از سفر آمریكا به ایران مراجعت كرد و در آن سفر به یقین رسید كه آمریكا با ملی شدن صنعت نفت مخالف است و قانون ملی شدن صنعت نفت هم ضمانت توده ای پیدا كرده و غیرقابل برگشت است . از این رو به این جمع بندی رسید كه باید به اصلاحات اقتصادی - سیاسی دست بزند . از آن زمان بر اقتصاد بدون نفت تمركز پیدا كرد. به عبارت دیگر كسی كه 28 ماه كشور را بدون یك ریال درآمد نفت اداره كرده بود ، قطعا می توانست برای درآمدهای نفتی هم چاره ای درست بیندیشد.
+ شاید از سخنان شما بتوانم این گونه استنباط كنم كه آمریكا بیش تر از آن كه از حكومت دكتر مصدق هراس داشته باشد از الگوی اقتصاد بدون نفت او در ایران و امكان گسترش آن به منطقه آن هم در جهان دو قطبی هراس داشت؟
اگر كودتای آمریكایی - انگلیسی علیه دموكراسی مصدق صورت نمی گرفت مطمئنا ما امروز از ژاپن جلوتر بودیم تا جایی كه می توانستیم الگوی رشد مخصوص به منطقه را به وجود بیاوریم. به عبارت دیگر مصدق می توانست الگوی اقتصادی ای فراتر از الگوی نفت بنیاد را ایجاد كند. البته در سال 1328 یا 1329 سازمان ملل مصوبه ای را گذراند مبنی بر این كه ملت ها مالك منابع شان هستند. این موضوع به مصدق و حركت او خیلی كمك كرد. به همین دلیل هم قاضی انگلیسی دادگاه لاهه به نفع ایران رای داد. به عبارت دیگر در حركت مصدق ، رهایی تنها راه حل نبود، بلكه یك الگوی ایجابی نیز در آن وجود داشت. چون در اقتصاد بدون نفت ، درآمدهای نفتی در جایی خرج می شد كه بتواند جای نفت را بگیرد، كه این خودش به معنای سرمایه گذاری در امور اقتصادی حیاتی ایران و در نهایت به معنای توسعه ایران بود. از این رو زمانی كه چرخه اقتصاد از طریق تلاش و تولید و مالیات و امثال این ها اداره شود پول نفت نیز در جهت مكمل تولید و رفاه عمل می كرد.
+ در اینجا مایلم به انقلاب مالكیتی بپردازم. این انقلاب دارای چه وجوهی بود؟
انقلاب مالكیتی دارای دو وجه بود. یكی مالكیت بر منابع زیرزمینی از جمله نفت و مالكیت و حاكمیت بر روی زمین كه مصدق مایل بود از طریق دموكراسی مردم را به حق حاكمیتی خود در حوزه سیاسی برساند. انقلاب روی زمین خواهان آن بود كه مالكیت مردم از طریق كاهش قدرت شاه و انتقال آن به نمایندگان مردم در مجلس و ایجاد هویت حاكمیتی تاسیس شود.در جریان انقلاب مالكیتی و حاكمیتی بود كه ارتش هم در اختیار نخست وزیر قرار گرفت و به این طریق قانون اساسی انقلاب مشروطیت احیا شد. مصدق ثبات را از طریق قانون گرایی و وفاداری به آن ایجاد كرد. از این رو مصدق دموكراسی را اصل بنیادین ایجاد مالكیت و حاكمیت در روی زمین می دانست.
+ آیا مصدق مالكیت را در فلسفه سیاسی كه تاسیس می كرد می خواست به نام مردم باشد یا دولت ایران؟
مصدق می خواست مالكیت را براساس حاكمیت ملی تعریف كند كه در جریان آن طبیعی بود كه مردم ایران ، یك دولت را به نمایندگی خود برای حفظ آن منافع به مسند می نشاند. همانطور كه عرض كردم مولفه دوم نهضت ملی ایران نیز حاكمیت بر زمین بود. ویژگی مصدق آن بود كه می گفت دموكراسی باید پایگاه اقتصادی نیز داشته باشد. اگر این پایگاه وجود نداشته باشد ، هر برنامه ای شكست می خورد . ماركس درباره كمون پاریس می گفت انسان ها بدون بال می خواستند پرواز كنند.
+ مصدق برای پیشبرد طرح های خودش به چه طبقه ای تكیه داشت و در نهایت مایل بود چه طبقه ای را برای برنامه های خودش شكل بدهد؟ آیا در تئوری مرحوم مصدق ، شعار طبقه متوسط هم وجود داشت؟
پایگاه اولیه مصدق طبقه متوسط وآگاه بود كه آن را به تدریج گسترش داد. ولی به نظر من از حركت مصدق نمی توانیم تحلیل طبقاتی بدهیم. از این رو مصدق به عامه مردم تكیه داشت اما در حوزه اقتصادی ، اقتصاد مولد را احیا كرد.
+ تكیه به عامه مردم در برنامه های مصدق چگونه تبلور می یافت؟
دولت مصدق نخستین دولتی بود كه در ایران ، بیمه های اجتماعی كارگران را در دفاع از آنان برقرار كرد. در مورد دهقانان كه در آن زمان 80 درصد جامعه ایران را تشكیل می دادند، طرح قانون 20 درصد را تصویب كرد . این قانون عمق اقتصاد سیاسی مصدق را نشان می داد. نزیه تعریف می كرد كه مصدق اعلام كرده بود می خواهد فرآیند ایجاد دموكراسی را از روستا آغاز كند و این دموكراسی نه تنها لاینفك از اقتصاد هم نبود بلكه با آن آمیخته و عجین بود. او می گفت كه 20 درصد كل و ناخالص محصول روستا قبل از آن كه بین مالك و زارع توزیع شود ، در اختیار شورای ده قرار می گرفت . شورای ده مركب از پنج نفر بود؛ دو نماینده دهقانان كه از دهقانان حمایت می كردند ، یك نفر نماینده مالك ، یك نفر نماینده دولت و یك نفر كدخدا . در این تركیب نماینده دهقانان به علاوه نماینده دولت ، اكثریت را به دست می آوردند و اغلب به نفع آنان رای می دادند. از این رو 20 درصدی هم كه در اختیار شورای ده قرار می گرفت ، به عمران ده اختصاص می یافت . تعمیر قنوات ، ایجاد جاده ، تشكیل تعاونی های روستایی و خرید بذر و... با این سرمایه انجام می شد. در آن زمان نیز روستاها دارای درآمد بودند به نحوی كه اغلب زایران خانه خدا از روستاها بودند.
ایران در این زمان در اوج مخالفت روحانیون درباری ، فئودال ها و ملاكین ، ارتش كه به شاه وفادار بود و مخالفت آمریكا و انگلیس ، در اوج بسیج و دموكراسی و عدالت و استقلال بود به طوری كه در هیچ كجای ایران شورشی از عشایر و قومیت ها مشاهده نمی شد. البته كمی بختیاری ها با توطئه انگلیس كارهایی را انجام دادند، ولی كارساز نبود. این موارد در كتاب «ناسیونالیسم در ایران» آقای ریچارد كاتم اشاره شده است. در این جا باید تاكید كنم كه وقتی مصدق بر20 درصد سهم روستایی ها از محصول تكیه می كرد، این همان پایگاه اجتماعی او بود كه می خواست به آن ها تكیه كند.
+ آیا الگوی20 درصد در جایی نیز به عنوان الگو مورد بررسی قرار گرفت؟
آقای خلیل ملكی در سال 1340 در مجله علم و زندگی مقاله ای نوشت به این مضمون كه در آن قانون 20 درصد مصدق را از اصلاحات ارضی امینی انقلابی تر اعلام كرده بود.
او معتقد بود كه اگر قانون 20 درصد احیا شود جامعه ایران زودتر
به سوی توسعه گام برخواهدداشت.
+ ولی به نظر می رسد كه مرحوم مصدق به خرده بورژوازی ملی و بورژوازی ملی هم توجه داشت. مثلا در حوزه اجتماعی كسانی مانند راسخ افشار و شمشیری و امثال او نیز در جبهه نهضت مصدقی قرار داشتند؟
من از این فراتر می روم ، مصدق حتی روی توده های دانش آموزی هم در حركت خودش محاسبه كرده بود. مثلا زمانی كه من دانش آموز بودم یك قرضه ملی كه مصدق برای فروش به مردم عرضه كرده بود، خریداری كردم. من این قرضه ملی را در لای قرآن گذاشته بودم و از آن به عنوان علامت استفاده می كردم . این قرضه ملی به عنوان یك امر مقدس ، سرمایه من دانش آموز شده بود. در آن زمان شمشیری بیش ترین قرضه ملی را خریداری كرد .
+ آیا این امر در آموزش و پرورش هم رواج داشت؟
بله . من قرضه ملی را از دبیرستان خریدم. آقای قدسی مدیر دبیرستانی كه من در آن جا تحصیل می كردم، در سرصف اعلام كرد كه دولت ملی اعلام كرده كه زیر فشار انگلیس مشكلات مالی دارد و هر كسی كه می تواند از این اوراق خریداری كند. من هم در جمع خانواده این مساله را مطرح كردم. من هم خانواده فقیری داشتم. ولی مادرم پول جمع كرد و یك دانه از آن اوراق را خریداری كردم. اما در دبیرستان ما بسیاری از این اوراق فروخته شد.
+ بنابراین مصدق قبل از آن كه به احیای سرمایه اقتصادی بپردازد ، سرمایه اجتماعی را كه مهم ترین آن اعتماد میان دولت و ملت بود احیا كرده بود؟
به نظر من رگ خواب مردم را مصدق به درستی تشخیص داده بود. كه آن اعتماد و اخلاقیاتی بود كه می توانست آن اعتماد را ایجاد كند. به همین دلیل در زمان مصدق جاسوسی در ایران با بن بست مواجه شده بود. هر مذاكره ای را مستقیما در مجلس مطرح ورادیو هم جلسات مجلس را پخش می كرد. از این رو مردم در جریان حساس ترین و جدیدترین مذاكرات نفتی قرار می گرفتند. یادم است كه زمانی در اصفهان ، در داخل یك كوچه ، 25 تا 30 نفر ایستاده بودند و به رادیو گوش می دادند تا ساعت دو بعدازظهر به سخنرانی مصدق گوش بدهند . همه رادیو نداشتند. قهوه خانه ها محل تجمع مردم بود تا به سخنرانی مصدق گوش بدهند. مردم می فهمیدند كه مصدق هیچ چیزی را ازآنان پنهان نمی كند. به همین دلیل هم مصدق با كودتای نظامی محو نشد.
+ چه نیروهایی به صورت منسجم برنامه دكتر مصدق را برای آیندگان مورد بررسی و تفحص قرار دادند؟
مرحوم سعید محسن از رهبران بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق ، الهام گرفته از مرحوم دكتر مصدق بود. او روی اقتصاد بدون نفت كار كرد و رساله «استثمار مضاعف» را نوشت . در این مقاله سعید محسن تاكید كرد كه درآمد نفت ما درحكومت های پلیسی ، صرف حفاظت از نفت می شود. براین اساس اگر بخواهند نفت با قیمت ارزان به دست غرب برسد باید مردم سركوب شوند. سركوب مردم هم نیروی امنیتی ویژه مانند ساواك، نیروی هوایی و ارتش تا بن دندان مسلح و در نهایت ژاندارمی منطقه را می طلبد كه در نهایت اینها سركوب ملت و نیروهای مولد را به همراه خواهد داشت. اما اگر حكومت پلیسی و تكیه به نفت نباشد ، بنا براین از دو استثمار نجات پیدا می كنیم: یكی استثمار مستقیمی كه توسط انگلیس صورت می گرفت و آن را صرف رفاه خودش می كرد. دیگر آن كه نیروهای مولد از زیر فشار وسركوب پلیسی رها می شدند و درنهایت به سوی تولید می رفتند. مثلا در زمان مصدق كارخانه های ایران به صورت سه شیفته كار می كردند. من خودم شاگرد بازار بودم و عموی من جنس های كارخانجات اصفهان را می گرفت ودر سراسر ایران توزیع می كرد. آنقدر آن حجره فعال بود كه من كلی شاگردانه از فروش عدل های پارچه دریافت می كردم. اگر كسی روی استثمار مضاعف كار كند متوجه می شود كه مصدق چگونه با اقتصاد بدون نفت جلوی دو استثمار را گرفت.
یادمان هم نرود كه قبل از انقلاب مثلث نفت - اسحله و جنگ ماهیت اصلی حكومت ها در ایران بوده است. مصدق سعی كرد این مثلث شوم را از میان بردارد. دكتر حسین موحد دركتاب «نفت ما» تاكید می كند كه در زمان ملی شدن چون پالایشگاه آبادان تعطیل شده بود و انگلیس نفت ایران را تحریم كرده بود ، مردم انگلیس ، دیگر به بنزین ارزان دسترسی نداشتند ، از این رو كارگران انگلیس مجبور بودند روزهای تعطیل كار و روزهای عادی نیز اضافه كاری كنند تا از تولید حاصله صادرات بیش تری به دست بیاورند و از صادرات بیش تر ارز بیش تر حاصل بشود كه با آن ارز بتوانند بنزین بخرند وآن را جایگزین نفت و بنزین ایران بكنند. این امر نشان می دهد كه رفاه انگلیسی ها از چپاول نفت ایران بود. این موضوع را برای اولین بار ملی شدن صنعت نفت نشان داد.
+ به نظر شما مهم ترین حركت صنعتی شدن در دولت مصدق چه زمانی بود؟
مصدق اصولا اقتصاد مولد را دنبال می كرد و وقتی نگذاشتند نفت را پالایش و صادر كند ، او مرحوم «عالی نسب» و چند نفر از صنعت كاران ایران را فراخواند و به آن ها توصیه كرد سعی كنید نفت درداخل ایران به جریان بیفتد تا صنعت نفت رونق یابد. آقای عالی نسب برای اولین بار سماور زغالی را به سماور نفتی تبدیل كرد. مصدق با حضور عالی نسب جشن كوچكی در نخست وزیری بر پا كرد و برای نخستین بار با اعضای هیات دولت با آن سماور نفتی چای دم كرد و آن را نوشیدند. این نقطه عطفی بود كه من آن را آغاز صنعتی شدن بومی نفت ایران می دانم و با این دیدگاه اگر مصدق به درآمد نفت دست می یافت مطمئنا از اقتصاد مولد دست برنمی داشت. امروز دولت نروژ درآمد حاصل از نفت را وارد چرخه اقتصاد خود نمی كند و صندوق ذخیره ارزی آن بیش از 200 میلیارد دلار است. اندیشه صندوق ذخیره ارزی خاتمی را نیز می توان گامی در جهت ادامه اقتصاد بدون نفت مرحوم مصدق دانست ، هر چند از منظر زمانی با آن فاصله زیادی داشت.

http://www.sarmayeh.net

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 12:29  توسط یک ایرانی  |